آیا اهل حق ها صوفیه اند(2)
اسم صوفی را نخستین بار شخصی به اسم ابو هاشم صوفی به کار
برد که در روایتی از امام صادق (ع) از او نام برده شده است. وی فردی فاسد العقیده
بوده است و فرمودند : ..همان است که بدعت و اختراع نمود مذهبی که آن را تصوف می
گویند. و گردانید آن را گریزگاهی برای عقیده خبیث خود و برای عقاید ایشان.
خیراتیه. محمد علی آقا کرمانشاهی ج 1 ص 31)
شیخ مفید و علمای دیگر شیعه معتقدند که ترک نماز و فرایض و
حلال دانستن جمیع معاصی از طرایق صوفیه است.
بایزید و حلاج از متقدمان صوفیه اند.که یکی از دو مسلک
حلولیه یا اتحادیه را داشته اند. شیخ مفید و ابن بابویه و ابن قولویه آنها را از
غلات دانسنه اند به سبب اعتقاد فاسدی که داشته اند.
خیراتیه. محمد علی آقا کرمانشاهی ج 2 ص 418)
امام رضا(ع) فرمودند: قائل به تصوف نمی شود احدی مگر از روی
مکر و خدعه و ضلالت و گمراهی و یا جهالت و حماقت (حدیقه الشیعه مقدس اردبیلی به
نقل از شیخ مفید.
سید مرتضی ابن الداعی الحسینی الرازی به نقل از شیخ مفید
نقل کرده است که امام عسگری (ع) فرمودند: هر نادانی نزد ایشان مرد آگاهی باشد. و
هر بد سگالی و حیلت گری نزد ایشان درویش باشد تمیز (تشخیص) نکنند اهل آن زمان میان
مرد پاک اعتقاد پاک دین و میان شکاک فاسد بد اعتقاد. و نشناسند میش از گرگ خونخوار
یعنی دراویش از سباع ضار مردم آزاری. علما ء ایشان (صوفیه) بد ترین خلق خدا باشند
که ایشان میل کنند به فلسفه (شاید قفلسفه مردود خاصی بوده ) و تصوف به خدا قسم
ایشاناز حق برگشته اند و و میل به باطل
کنند.(حدیقه الشیعه،(صص 593-592)
آیا به صوفیه می شود اهانت کرد.
از روایات استفاده می شود که می توان به خاطر دور کردن خطر
آنها از دین دزدی به آنها سب و ناسزا گفت و خدا به این کار ثواب به ما می دهد.
سید مرتضی در فصول و ابن حمزه در کتاب الهادی الی النجات و
کتاب ایجاز المطالب به سند خود از شیخ مفید نقل کرده که پیامبر ؟(صلی الله علیه و
اله و سلم) فرمود : هنگامی که اهل بدعت و شک دیدید از آنان برائت و بی زاری اظهار
کنید و زیاد بدگویی و سخن (ناسزا ویا ذ بر رد آنان )بگوئید .. تا در دین اسلام طمع نکنند و مردم را از آنان بر حذر دارید و از بدعت آنان
نیاموزند. خدا برای شما ( در مقابل این کار ) حسنات می نویسد و درجات شما را در
آخرت بالا می برد.
اکنون سوال این است آیا اهل حق صوفیه اند یا نه
جواب این سوال هم مثبت است و هم منفی
به عنوان اسم و گروه های مرسوم صوفیه امروزی خیر صوفی نیست
اما به لحاظ تشابه در اصولی مثل حلول سبیل. مرید و مراد داشتن- خانقاه و زاویه
سر سپردگی- مجلس ذکر خاص خود- تناسخ – غلو صوفی هستند.
محققان کسانی مثل حاجی بکتاش را که از رهبران اهل حق در
ترکیه بوده نزدیک به صوفیه دانسته بابا الیاس استاد بابا اسحاق(ملا الیاس- سلطان
اسحاق) از معروفترین مشایخ صوفیه ترکمن دانسته اند.(دایره المعارف تشیع- جلد 3
ماده بابا ص )
کامل مصطفی شیبی در تشیع و تصوف خود
ص356-352 در باره بکتاشیه که شعبه ای از اهل حق است گفته است:
طریقه ی وی (حاجی بکتاش) با طریقه صوفیان معاصرش فقط تفاوتهای جزیی داشته است است
و یک شام سنتی صرف می شد و ذکر ساده ای که در اثنای آن شمع می افروختند و نوعی رقص
که باضافه کلاه مخصوص برای مریدان داشتند بکتاشیه نوعی خاص از تشیع دوازده امامی
است که تفصیلات آن با شیعه معتدل سازگار نیست و خصلت تصوف بر آن غلبه دارد
برای تقسیم بندی برای هر فکری نگاه به اصول آن می کنند فرض کنید مایعات روانند و ما به آب می گوئیم
مایع حال بعد از 2000 سال مادهای روان
اختراع می شود چون در فرهنگ دهخدا اسم آن در لیست مایعات نیست نمی شود آن را از
مایعات خارج کنیم بلکه هر چیز روان را
مایع گویند . در مورد اسم صوفیه به کسانی که از احکام نورانی شریعت فاصله گرفته و
حلول و تناسخ و مرید و مراد سر سپاری و فقر و خانقاه و زاویه و سبیل و ترک شریعت
وغیره دارند صویه می گویندو بلکه همچنان که شیخ مفید گفته اینها که حلولیه و
اتحادیه هستند بدترین صوفیه اند
فرقه اهل حق اکثر اینان را دارد . حال چه خود را صوفی بداند
و چه ندادند
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط محقق در جمعه هفتم بهمن 1390 ساعت 9:3 |